فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
24
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
نسبت با ولد صلبى ، زيرا كه چون شارع در مقام بيان احكام مواريث باشد و وصيت نسبت با صاحبان ميراث كند و قصر كند حكم بر جماعتى و از ديگران ساكت شود ، حكم متعدى به ديگران نشود مگر بنصّى ديگر . مثلا گاهى كه شارع فرمايد « يا ايها الذين آمنوا صوموا » اين نصّ باشد در ثبوت صوم نسبت با مؤمنان و به غير ايشان متعدى نشود مگر بنصّى ديگر و چون در بيان حكم صوم باشد و مؤمنان را بدان مخصوص سازد ، كفار در حكم صوم داخل نباشند ، همچنين است وصيت نسبت با اولاد كه متولدان از صلباند كه در وقت بيان حكم ميراث وصيت جهة ايشان واقع شده ، پس ولد ولد داخل نباشند و حكم مقصور بر ولد باشد . همچنين گذشت مجلس هرات و در بخارا نوبتى تكرار آن مبحث فرمودند و از ديگر علما طلب نصّ كردند و كسى در صدد بيان نص نشد و امر بدان منجر شد كه داعيهء داشتند كه آن حكم مجمع عليه را چون مستند از نص ندارد موقوف دارند و عمل برأى چنگيز خان واقع شود . فامّا چون خلاف اجماع علما بود در صدد تردد و توقف بودند . در اثانى اين حال يكى از مردمان بخارا كه نسبت خود بسيادت مىكند و داعيهء دارد كه از جملهء طالبان علم است و لقب مشهور او امير آهوست ، مگر مطالعهء بعضى از كتب فرايض ميكرده ، صورت نقلى از كتابى بيرون نوشت ، مضمون آنكه اگر زيد آزاد كند بندهء را و وفات كند از دو پسر واحد الوالدين ، بعد از وفات او وفات كند از پسرى و بعد از وفات آن پسر آزاد كرده شده كه مورث ولاست وفات كند اجماع علماست كه وارث ولاى او فرزند صلبى باشد و فرزند فرزند محروم و شريح قاضى از علماى تابعين بر آنست كه پسر صلبى با پسر پسر مساوى مىبرند ولا را بميراث ، وجه مذهب عامهء علما آنكه حكم ميراث دارد ولا و همچنانچه در ميراث ولد صلبى حجب ولد ولد مىكند [ 10 پ ] در ولا هم حجب مىكند و وجه مذهب شريح آنكه فرقست ميان ميراث و ولا ، درين صورت بنا بر آنكه مورث ولا كه غلام است بعد از مورث ولدين وفات